سوزش کون سحر وقت دخول <br>دست و پا و جیغ میزد بس ملول <br> <br>مالش آن ممه ی هشتاد و پنج <br>می نکردش هیچ رها از درد و رنج <br> <br>وه شدم پاره، بکش بیرون ز من <br>کیر شقت را بکن در این دهن <br> <br>میدهم کوس گر نگایی از عقب <br>گر چشی طعمش رو بینی چون رطب <br> <br>لیک تنگ بود از بس آن سولاخ کون <br>آب سهراب آمد آن تو با شگون <br> <br>وقت خیزش ناگهان گشته خموش <br>از چه رو او رفته در سوراخ موش؟ <br> <br>روسپی بوده است و عضو مافیا <br>تور کنسرتاش شما را خون بها  <br> <br>رخت مشکیش عزا بهر بسیج <br>گشته کونش باز دلتنگ هویج <br> <br>کهنه حیض است و ذات وی پلید <br>ز انقل..