⁣هنوز طعم لبان تو در دهان من است <br>مدام مستی آن دم در استکان من است <br> <br>بیا و خاطره ام را مرور کن امشب <br>اگر چه یاد تو هرلحظه میهمان من است <br> <br>تو را صدا زدم و غنچه‌ی دلم واشد <br> که نام سرخ تو چون باغ ارغوان من است <br> <br>تویی که پهنه‌ی فیروزه ای آوازت <br>شکوه بی بدل شور و اصفهان من است <br> <br>بر آن کمانچه به دستت چه رشک ها بردم <br>گواه این سخنم ابروی کمان من است <br> <br>کجا لب من و چشمت به هم گره خوردند؟! <br>کدام نقطه؟! همان اوج داستان من است! <br> <br>بغل بگیر مرا، تنگنای آغوشت <br>فراخنای پرآوازه‌ی جهان من است <br> <br>سر خیال سلا..